تبلیغات
چون میگذرد غمی نیست - جوک سری35
 
چون میگذرد غمی نیست
جمعه 5 مهر 1392 :: Homa-Youn
شما هم مث من هر وقت دارین با نیش باز بی کلک میخونین یه دفعه یکی میاد تو اتاق سریع قیافه جدی میگیرین که انگار دارین یه کار مهم با گوشی یا لپ تاپ(لب تاپ،لب تاب) انجام میدین عایا؟؟؟!!!یا فقط من اینجوریم



اغا یه پیشنهاد دارم اگه امسال جایی عیدی رفتین دیدین پسته هاش گریونه(در بسته دیگه)با کمال پررویی یه مشت بردارین بعد یواشکی بریزین تو جیبتون رفتین خونه همه رو با چکش بشکونین بخورین…



یه بار هم تو گوگل جستجو کردم“عکس نیمه گم شده ی من …
عکس یه بزغاله اومد داشت نوشابه می خورد!!!
هیچی دیگ الان یه سالی هست نوشابه نمیخورم و افسردگی گرفتم!!!
گوگل کصافط



جاتون خالی چند ساعت پیش تو پراید دوستم داشتم پسته میخوردم … 



صادقانه‌ترین تبلیغی که تو این چند سال دیدم بنر شهرداریه ؛
که نوشته: هر شهروند؛ یک درخت!!




تو برنامه ویتامین 3 علی ضیا از یارو پرسید چطوری با عروس اشنا شدی یارو گفت:
فامیلا زیاد تعریف کردن منم وسوسه شدم!!!



یه معما جالب:
چهار تا مورچه بودن که داشتن پشت سر هم راه میرفتن.
از اولین مورچه میپرسن چند تا مورچه پشتته؟میگه 3 تا
از دومین مورچه میپرسن چند تا مورچه پشتته؟میگه 2 تا
از سومین مورچه میپرسن چند تا مورچه پشتته؟میگه 5 تا
حالا میتونین بگین چرا مورچه سوم گفت 5 تا مورچه پشت سرم هستن؟؟!!
.
.
خوب معلومه دیگه:
مورچه سوم دروغگو بود:))



کیا یادشونه؟؟
بچه که بودیم،کوشولو که بودیم
وقتی مامانمون نماز میخوند دستامونو دور گردنش حلقه
میکردیمو آویزونش میشدیم!‏
تو رکوع:-‏|‏
تو سجده،
همچنان تا آخر نماز:-‏)‏
بعد حس سوار شدن به الا کلنگ بهترین پارک رو داشتیم
حالا یکی از بچه های فامیلم ک کنارمون بود
میگفتیم:
ما الا کلنگ داریم…تو که نداری ی ی ی ی:-‏)‏‏)‏
ها؟
چیه؟
آره پسرم
همچین اسکلایی بودیم تو دوران خودمون:-‏)‏‏)‏
تازه خدا نگه داره همه اون مامانایی رو که تا آخر نماز خسته نمیشدن وپرتمون نمیکردن پایین..
هعیییییییییییی یادش بخیر



مردم ایران الان این شکلین
یه دلم میگه بخر بخر ” گرون میشه ” یه دلم میگه نخر نخر ” ارزون میشه ”



یه وقتایی هم اینقدر به آدم میگن تو باید محکم باشی تو باید محکم باشی
که احساس میخ طویلگی به آدم دست میده!!!



درسته ما دوران مشروطه نبودیم،
اما حالا خودمان رقمش زدیم
جمعی از دانشجویان بعد از مشروطیت نیم سال92-91



توخوابگاه ما مایع دستشویی وظرفشویی روهربار یکی به نوبت میخره.من همیشه میپیچوندم ونمیخریدم اون روز بادوستام رفتم فروشگاه خرید کنم که گیر دادن باید بخریوهرکارکردم نشد بپیچونم.خلاصه رفتم سمت غرفه مربوطش وگفتم ارزون ترینشومیخوام:-D
کلاجفتش باهم شد۲۸۰۰!:-o
فقط الان سه روزه دستام عجیب قرمز شده ومیخاره:-(



اعتراف میکنم اولین عشق زندگیم ” تارو” بود. ( فوتبالیست ها دیگه)
شانس و میبینی؟ اونم درد بی درمون داشت.
ینی کلا ناف من و با سیاه بختی بریده بودن فک کنم.



دم خودم گرم که وقتى میام فورجک،نه سراغ پیاماى عاشقانه میرم،نه دلتنگى،نه جدایى ودلشکستگى،فقط وفقط جک جدیدوپیاماى سرکارى وخنده دارو مى خونم ولایک میزنم …،پس به سلامتیم…



سازمان هوا شناسی اعلام کرد از فردا موج جدید از تعطیلات وارد کشور خواهدشد!!!



یکی از فانتزیام اینه که ایران بره جام جهانی برزیل بعد من به عنوان گزارشگر بازی های ایران برم برزیل بعد از این که بازی شروع شد بگم به نام خدا صدای منو مستقیم از ورزشگاه جام جهانی سائوپائولو در جنوب شرقی برزیل می شنوید اصلا حس سفر به کره ی مریخ رو به آدم میده بقرعان



محاله ایرانی باشی و این جمله رو نشنیده باشی :
“حوله کجاست؟”



دیشب خیر سرمون هوس تن ماهی کردم!
رفتم خریدم ۶۵٠٠ تومن فکر کنم توش پری دریایی باشه با این قیمت 



حــتی اخـبارم نــشون داد…
22 بــهمـن بــچـه هــای گــُل ِ اســلامـشهر رو پــارچــه نـــوشــته بــودن:
مــــیدونم شــما فــک مــیکنید مــا بـچه هــای اســلامــشهر واسه کـیک سـاندیس اومــدیم راهپــیمایی،آره،ولـــی نــاموسن مــرگ بــر آمریــکا!!!
جــا داره بـا اجــازه ی مــدیر ِ ســایت از بــچه هــای بــاحال و وطن دوسـتِ اســلامشـهر تــشکر کـنم…
کــوچــیکـه شــما حــبیب هــیژده ســاله از اســلامشــهر:)))



کاملا معلومه تازه واردم ها‏!‏‏هزار بار نوشتم و پاک کردم ولی اصلا ب نظرم خنده دار نشد‏!‏ لطفا با لایک هاتون بهم انرژی بدید منم باید بتونم



اغا چهار تا مورچه میرن حموم 2 تاش میاد بیرون!اگه گفتی اون 2 تا کجا رفتن؟
خخخخخ به صابون چسبیدن!
صابون 
مورچه ها )()()



بنظر من؛وقتی گوشی رو سایلنته…
خودش باید شعور داشته باشه؛گــــــــم نشه..



اگه پولدار بودم دیگه هیچ وقت نمیگفتم اگه پولدار بودم!



درسته خوش تیپ و خوشگل نیستم ولی در عوض پولدار و خوش هیکل هم نیستم!



کسی میدونه ترکیبات قرص خواب آور و کتابای درسی چه ارتباطی به هم دارن؟!؟!
آخه من هر وقت کتابامو میذارم جلوم خوابم میگیره!!



این دخترای کم سن و سالی که تا ساعت 12،1 شب
تو خیابون دور دور میکنن ..
به مامان باباهاشون چی میگن؟
بیان مارم در جریان بذارن ..
ما که هم سن اونا بودیم بهانه هانمون
تا ساعت 7…8 کاربرد داشت 



اخی یا دش بخیر
پارسال روز معلم دوتا برف شادی خریدیم معلمو کردیم آدم برفی
معلمم هر چی از دهنش درومد به همون گفت و محترمانه بالگد اونایی که این کارو کرده بودن انداخت دم دفتر
ولی تا آخر آونروز داشتیم به معلمه می خندیدیم

بعدشم تاآخر سال معلمه وقتی داشت میرفت سر کلاس اول سرک می کشید ببینه کسی در کمین نباشه

از خاطرات روز معلم تو مدرستون بگید
چیه همش دارید تو افق محو میشید



عاقا ما یه پسر عمه داریم(دهه هشتادی)ازاون ابر گودزیلاهاست
چن رو پیش رفتم یه جفت کفش گرفتم این ابر گودزیلاهم تشریف اورده خونه ما رفته کفشا را برداشته هرچی واکس بوده روسر کفشای من بدبخت خالی کرده
اخه من بااین ابر گودزیلا چیار کنم …
.
.
.
.
فک وفامیله داریم؟؟؟



بابام داشت دیشب عکس های بچگیای منو آبجیم رو نگاه میکرد که یهو برگشت رو به مامانم کرد و به من اشاره کرد و گفت: این بچه رو از کجا آوردی زن؟ قیافش عین تایوان تایلندی ها میمونه! مامانمم برگشت گفت از تو آتوآشغالا پیداش کردم…
یعنی من کشته مرده ی محبت خانواده امم!



اقا دوران راهنمایی یه درس داشتیم به اسم هنر!
توش یه قسمتی بود که با نشاسته و رنگ یه چیزی درست میکردی به اسم ابر و باد!
به ما گفته بودن درست کنید بیارید. من کل خونه رو به گند کشیدم با این نشاسته و رنگ! مامانم فرداش عصبانی پا شد اومد مدرسه دم کلاس به معلم گفت : اقا این ” ان و باد ” چیه دادی این بچه درست کنه خونه رو به گند کشیده!!! یعنی همه کلاس داشتن هم دیگه رو میجویدن!!! )))
مادره عصبانی دمت گرم خوب حال اون معلم رو گرفتی … عاشقتم :-*



فیزیک خیلی آسونتر میشد، اگه به جای سیب، خود درخت رو نیوتن افتاده بود.



قبلا موقع بچگی که در میزدیم و فرار میکردیم وقتی من در میزدم فرار نمی کردم چند قدم می رفتم عقب وموقعی که دررا باز میکرد از جلوش رد می شدم بعد اون به خودش می گفت الان اونی که در زد باید سر کوچه باشه پس کار این نیست .حال کن از همون بچگی فیزیکم خوب بود به افتخار خودت بزن لایکو



عاقا چشتون روز بد نبینه.خیر سرم اومدم تو جمع فک وفامیل کلاس بزارم که مثلا رشته م تجربی بوده و اطلاعات علمیم بالاست(کاش لال میشدم وچیزی نمیگفتم)گفتم کی میدونه وزن مغز چقدره؟داداشم گفت 4-5 کیلو میشه(ینی هوش در حد جلبک)مامی اینا گفتن حدود 2 کیلو.منم با یه لبخند توام با غرور گفتم نخیر نادانان 49 گرمه…یهو دیدم همه رفتن رو هوا…اصلا نمیزاشتن از خودم دفاع کنم فقط میخندیدن.منم که بهم برخورده بود گفتم میخواین بریم اینترنت سرچ کنیم(اعتماد به نفسو داشتی؟آخه به جون خودم تو کتاب زیست یه 49 گرم دیده بودم ولی دقیق یادم نیست واسه چی بود!)عاقا سرتونو درد نیارم رفتیم اینترنت دیدیم نوشته بین 1200تا1700گرمه!من تو اون لحظه در حال یافتن افق بودم که فقط محو شم…دیدم جو سنگینه پا شدم رفتم دیدم داداشم دوباره داره هرهر میخنده.میگم دیگه چه مرگته اورانگوتان؟میگه بدبخت شلوارتم برعکس پوشیدی…دیدیم بعلللللللللللله آرم آدیداس پشته…نتیجه اخلاقی:بمیرم هم هیچوقت تو جمع اظهار نظر نمیکنم چون الان یه هفته ست بهم میگن چه طوری 49 گرمی؟!



یه چیزی بگم همه با هم گریه کنیم …!!!
.
.
.
خونه تکونی نزدیکه!



وقتی بچه بودم مثل فیلما ب خودم زور میزدمو فشار وارد میکردم تا بدون اینکه دس ب لیوان بزنم بتونم لیوانو از جا تکونش بدم ینی فشاری ک بهم وارد میشد 100 برابر فشار وارده بر میوه فشار بود.ی بارم نزدیک بود از شدت فشاربترکم



تا حالا دقت کردین چـرا به لوک میگن خوش شانس؟
.
.
.
چون همیـشه فانتزیاش به حقیقت تبدیل میشنو تـو افق محـو میـشه ))))



سه هفته پیش بود که داشتم تو هال درس میخوندم .نصف شب همه خواب بودن(یه همچین رفیق درس خونی دارین)ییییهو یه سوکس از نوع بالدارش دیدم:((من تا حالا دستمو به خون هیچ سوسکی آلوده نکرده بودم.نه که بترسما!ترسو خودتی فقط چینچیشم میشه.با تمام شجاعتی که نمیدونم یدفه از کجا اومد سراغم(درسته دیگه؟)عضم کشتنشو داشتم ولی رف پشتTV!دیگه بیخیالش شدم دیگههه!
حالا امروز مامان گل من داش خونه تکونی میکرد…جیق بنفش
مامانم:جلل خالق بیا ببین این سوسکه؟؟؟
من:تو راه رسیدن به مامانم:چییی؟
-اگه سوسکه پ چرا سفیده
وقتی نگاش کردم غم تو دلم جوونه زد(غم هم جوونه میزنه دیگه نههه؟)
خودش بود کاش دنبالش نمیکردم اون روز. فک کنم دچار کمبود مواد معدنی شده بود(هوعععع)فشارشم افتاده بود آخه رنگش پریده بود.خودمو مقصر میدونستم.تو این فکرای پر از پشیمونی بودم که یهو
شششتتترررققققققققق
بابام با دمپایی ترکوندش!
بی احساس:(



یکی از فانتزیام اینکه تو یه خیابون خلوت وقتی که چند تا پسر دارن به یه دختر خانوم با حجاب اذیت میکنن من سر برسم و همشونو با حرکات تکنیکی بزنم بیفتن زمین. بعد در حالی که من دارم میرم طرف دختره تا ببینم بهش چیزی نشده از پشت یکی از اون پسرا با تیر و کمون منو بزنه . منم بیفتم بغل اون دختره و اون دختره هی با صدای بلند بگه نه تو نباید بمیری منم بگم این تقدیرمونه که این طور بشه. بعد تو افق محو شم. بعد تو اون دنیا همه ی کسانی رو که برای من لایک زدن از ته ته دل دعا کنم



یکی از فانتزیام اینه که یه لشکر 100000 نفری رو با دوستم فرماندهی کنیم و به دشمن حمله کنیم{ با شمشیر } بعد یه نفر جاسوسی ما رو واسه دشمن بکنه. منم ندونم اون کیه . تا اینکه اونو تو جنگ ببینم که یه کلاخود توسرشه طوری که شناخته نمیشه. بعد با هم جنگ کنیم. من با شمشیر بزنم کلاه از سرش دربیاد. بعد ببینم که اون جاسوس همون دوستمه در حالی که شمشیرم رو گلوی دوستمه بیفتم زمین تو چشمام اشک جمع بشه بعد تو افق محو شم
انصافا فانتزی خوبی نبود پس بزن لایکو



به نام خداوندی که طاووس را آفرید تا بوقلمونی مثل تو قیافه نگیره



میخوام مغز اقتصادیمو کار بندازم ب این صورت ک ی پراید بخرم و بعد از ی سال بفروشم و ی بوگاتی یا فراری یا لامبورگینی چیزی بخرم.نظر شما چیه؟؟؟

دو ب شک موندم این خارجیا مارمولک بازی دربیارن و سرم کلاه بزارن … .




نوع مطلب : دنیای جوک، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 4 فروردین 1397 12:06 ق.ظ

Nicely put, Regards.
cialis authentique suisse free generic cialis cialis tablets for sale cialis 5 mg only now cialis 20 mg dosagem ideal cialis buy original cialis what is cialis if a woman takes a mans cialis dosagem ideal cialis
دوشنبه 28 اسفند 1396 05:40 ق.ظ

You made your stand quite clearly..
cialis sicuro in linea american pharmacy cialis cialis 20 mg click here to buy cialis buy name brand cialis on line cialis para que sirve cialis canada on line free generic cialis cialis for daily use cialis side effects
سه شنبه 17 مرداد 1396 04:44 ق.ظ
With havin so much written content do you ever run into any issues
of plagorism or copyright infringement? My website has a lot of exclusive content I've either
created myself or outsourced but it appears a
lot of it is popping it up all over the web without my authorization. Do you know any methods to
help stop content from being stolen? I'd genuinely appreciate it.
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:06 ق.ظ
Hello, everything is going perfectly here and ofcourse every
one is sharing facts, that's actually fine, keep up writing.
چهارشنبه 9 فروردین 1396 07:55 ب.ظ
Keep on writing, great job!
شنبه 6 مهر 1392 04:52 ب.ظ
کلی براش زحمت کشیدم :D
جمعه 5 مهر 1392 10:24 ب.ظ
سلام همایون!کصافط!
وبلاگ داشتی!؟ حتما رحمان باید بگه؟!
تقوی ام
لینکت کردم! لینکم کن!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




اول خــــــــــــــــــدا
----------------
با همه تبادل لینک میشـــــــه
----------------
شما میتونید اس ام اس های خودتونو همراه اسمتون برای ما تو بخش نظرات ارسال کنید تا در عرض24ساعت تو وبلاگ در بخش اس ام اس های شماقرار بگیره
----------------
ممنون از انتخابتون

مدیر وبلاگ : Homa-Youn
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
  • کد نمایش افراد آنلاین